معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

396

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

رحم آر بر اين جان كه طپانست در اين دام * نشنيد مگر گوش تو آواز طپيدن چشميست ترا در دل و آن چشم به درد است * پس چيست غم تو بجز از چشم خليدن چون مىخلد آن چشم بجو دارو و درمان * تا باز رهى از خلش و آب دويدن داروى دل ديده نبود است و نباشد * اى يوسف خوبان بجز از روى تو ديدن قوله تعالى « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ » . بدانكه سوء اينجا بقول بيشتر علما عبارتست از مقدمات زنا « 1 » مانند نظر به شهوت و تقبيل و مساس و امثال آن و فحشاء كنايه است از زنا . و قولى آنست : كه مراد از سوء خيانت به سيّد و مولا است و فحشاء نظر ارتكاب فاحشه است . ارباب اشارت مىگويند كه سوء كنايه است از خواطر ردّيه يعنى انديشه‌هاى ناپسنديده است كه بر خواطر خطور كند و فحشاء عبارتست از افعال نامرضيه كه از اركان بوجود آيد . و اين سخن ابو العباس عطا است : « إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » بفتح لام و كسر دو قرائت است چنانچه گذشت . و ارباب تحقيق گفته‌اند كه علامت بندهء مخلص چهار چيز است . اول - از خلق رميدن . دويم - از دنيا بريدن . سيّم - خود را ناديدن .

--> ( 1 ) - الف : زنا به شهوت و تقبيل .